تولدگلم
تولد رز گل
شما روز 26 خرداد سال 1390متولد شدی که مصادف بود با تولد حضرت علی (ع)
با اینکه دکتر وقت سزارین مامانو چند روز بعدش تعیین کرده بود اما گل قشنگمون زودتر
تو یکی از بهترین روزای خدا به دنیا اومد ایشالا که خود حضرت پشت و پناهت
باشه و شما هم همیشه پیرو خط ائمه معصومین باشی.
شب قبل از تولدت من (عمه جون)با بابایی از کرمانشاه اومدیم تهران خونه بابابزرگ
اما مامانیت که از دو ماه قبل اومده بود خونه مامان جون طاهره کرج بود ما هم که
خیالمون راحت که شما چند روز دیگه دنیا میای واسه همین من و بابایی اومدیم تهران
قرار شد بابایی فرداش بره کارای بیمارستان مامانیو درست کنه که شما تهران متولد شی
شب هم مامان جون فرنگیس گفت کاش فردا که روز تولده حضرت علی(ع) دنیا بیای
از قضا اونشب ماه گرفتگی بود و بابایی زنگ زد به مامانی که به ماه نگاه نکنی بچمون
دچار ماه گرفتگی نشه بر اساس حرف قدیمیا خلاصه همه ذوق تولد شما رو داشتیم چون
اولین نوه مون بودی و کلی انتظار تولدتو داشتیم ...
صبح همه خواب بودیم که مامان جون طاهره زنگ زد که لیلا دردش شروع شده و اوردمش بیمارستان ما هم تا اینو شنیدیم با بابایی و مامان جون فرنگیس راه افتادیم سمت کرج وقتی رسیدیم مامانیو برده بودن تو بخش خلاصه هی انتظار تا اینکه شما همزمان با اذان ظهر به دنیا اومدی و دوتا مامان بزرگا با هزار خواهش و شیرینی دادن به پرستارا اومدن شما رو دیدن اما من و بابایی با اینکه خیلی دوست داشتم زود ببینیمت تا وقت ملاقات که بعد از ظهر بود صبر کردیم وهمگی یه سر رفتیم خونه و برگشتیم بابایی واسه مامانی یه دسته گل قشنگ خرید که از قضا پرستار نذاشتن ببریمش تو بخش چون گفتن گل طبیعی بردنش تو بخش قدغنه خلاصه ما زودی اومدیم دیدن تو و مامانی که همه از دیدنت کلی ذوق کردیم و من چند تا عکس ازت گرفتم .اونشب تو و مامانی و مامان طاهره بیمارستان موندید وبابایی کرج موند و من ومامان فرنگیس اومدیم تهران تا فرداش که شما مرخص شدید و دوباره اومدیم کرج خلاصه از لحظه تولد شما گوشی همه مدام زنگ میخوردو سیل عظیم تبریکات از جانب همه سرازیر شد .

تولدگلم
